ميرزا محمد على وفا زواره اى
244
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
آتش 209 قبس طور سيادت و لمعهء صبح سعادت ، حاجى سيّد محمّد ، الشّهير به فريدنى است . اصل اصيل و گوهر جليلش ، از سادات مشهور به بنى اعرج سكنهء دار الاجلهء « حلّه » است . جدّ امجدش در زمان سلطان سعيد شهيد ، شاه سلطان حسين صفوى ، به اصفهان آمده ، مورد نوازشات شاهى و بر همگنان ، مباهى گرديد . هنگام جدال نادر شاه افشار با سر عسكران روم و پاشايان آن مرز و بوم ، اداى حق نعمت پادشاهان ايران را مصدر معظمات مهام لشكركشى و كشورگيرى آمد . پس از قتل نادر شاه پاشايان آن حدود كه كمر عداوتش بر ميان بسته در كمين خصومتش نشسته بودند ، در مقام اهانتش برآمدند ، مقاومت « 1 » نياورده ، به عراق عجم كه تختگاه فريدون و جم است ، نقل و تحويل و در محال فريدن كه از مضافات فردوس آيات اصفهان است ، متوطّن گرديد . ولى اغلب اوقات ، در بلدهء مزبور « 2 » ، به سر بردى و از موطن مألوف به خاطر نياوردى . والد ماجد مشار اليه « 3 » ، در آن بلدهء طيّبه ، متولّد ، و همچنين خود آن جناب نيز در آن خاك پاك ، از كتم عدم ، به عرصهء وجود آمده . در ريعان شباب و عنفوان عمر سراسر شتاب ، با فطرتى بلند ، و جبلّتى آسمان مانند ، تحصيل آنچه از علوم كه حقيقت انسانى بدان محقّق است ، به اقصى الغاية فرموده ، طريق « 4 » جميع علوم رسميّه ، به قدم سعى پيموده ، در اواسط عمر شريفش ، ادراك طواف بيت اللّه العليا - زادها اللّه شرفا - نموده . اما جنابش در حسن اخلاق ، طاق است و در لطافت و ظرافت طبع ، يگانهء آفاق . استحضارش از سير و اخبار و تواريخ و اوضاع روزگار و حكايات غريبه و روايات عجيبه ، به نوعى است ، كه صحبت دلاويزش كه نسخهء جامعه است ، هركه را مقدور آيد ، از جميع كتب تواريخ و غيرها ، مستغنى خواهد
--> ( 1 ) - تاب مقاومت ( 2 ) - مزبوره ( 3 ) - سيد مشار اليه ( 4 ) - ( نم : در طريق )